صفحه نخست >> بین الملل تعداد نظرات: 0

نشنال اينترست:

دادوستد لازمه دستيابي به توافق هسته‌اي

در اولين مرحله در آموزش ها در زمينه ديپلماسي هر فردي مي آموزد که مذاکرات بين المللي از داد و ستد ميان دو يا چند کشور تشکيل مي شود، بدين ترتيب که يک طرف براي ترغيب طرف مقابل به انجام برخي خواسته هايش، از برخي منافع خود مي گذرد (امتيازاتي به طرف مقابل مي دهد).

کد خبر: 8347

در اولين مرحله در آموزش ها در زمينه ديپلماسي هر فردي مي آموزد که مذاکرات بين المللي از داد و ستد ميان دو يا چند کشور تشکيل مي شود، بدين ترتيب که يک طرف براي ترغيب طرف مقابل به انجام برخي خواسته هايش، از برخي منافع خود مي گذرد (امتيازاتي به طرف مقابل مي دهد). همچنين افراد مي آموزند که اين داد و ستدهاي دوجانبه که به توافقنامه حافظ منافع هر دو طرف منجر مي شود، ابزاري مهم براي هر کشور در پيشبرد منافع ملي است. در نمونه اي مشابه در امور داخلي هر کشوري، امکان شکايت از هر فردي به اندازه حق وي براي شکايت حائز اهميت است؛ چرا که امکان پيشبرد منافع فردي را از طريق امتياز قائل شدن و تعهدات قابل اجرا، فراهم مي آورد.
با اينکه اين مسئله يکي از مفاهيم اوليه در ديپلماسي است، اما ظاهرا آمريکايي ها در درک آن با مشکل مواجه هستند. به نظر مي رسد عدم تقارن خارج از استاندارد يک جانبه بر بيشتر مناظرات در اين کشور در مورد ديپلماسي و مذاکرات بين المللي اثر منفي گذاشته است. به روند مذاکرات به عنوان يک داد و ستد دوجانبه ديده نمي شود و بيشتر انتظار مي رود که طرف مقابل دهنده و آمريکا دريافت کننده (امتيازات) باشد. از اين رو، بررسي مسائل مورد مذاکره با در نظر گرفتن «خطوط قرمز» از سوي آمريکا و چگونگي اعمال فشار براي وادار کردن طرف مقابل به پذيرش خواسته هاي آمريکا، صورت مي گيرد. اين ديدگاه در حقيقت تنها به نفع کساني خواهد بود که به طور کلي خواستار دستيابي به توافق در زمينه مورد بررسي نيستند.
چنين الگوهايي در مناظرات آمريکايي ها در مورد مذاکرات هسته اي با ايران به وفور قابل مشاهده است. تقريبا همه مناظرات با موضوع دريافت امتيازات بيشتر از ايران صورت مي گيرد، اينکه از چه طريقي مي توان از ايران اين امتيازات را دريافت کرد و آيا مي توان از ايران انتظار چنين امتيازاتي را داشت يا خير؟! اما از لزوم قائل شدن امتياز از سوي آمريکا و شرکاي اين کشور در مذاکرات براي ايران تقريبا هيچ صحبتي نمي شود. حتي در ميان آنهايي که قلبا خواستار دستيابي به توافق هستند اين ديدگاه حاکم است که آمريکا توافقي «منطقي» را روي ميز گذاشته و اين ايران است که بايد در مورد قبول اين توافق تصميم گيري کند.
اخيرا اين اظهار نظر را به مراتب شنيده مي شود که «همه چيز بستگي به اين مسئله دارد که رهبر معظم ايران با توافق موافق باشد يا خير». به طور قطع مشخص است که رهبر معظم ايران نيز با دستيابي به توافق موافق است، چرا که در غير اينصورت با پيشرفت مذاکرات تا مرحله کنوني آن موافقت نمي کرد. اما مسائلي وجود دارد که رهبر معظم ايران و ديگر مقامات اين کشور آمادگي پذيرش آن را دارند و اين مسائل را در منافات با منافع ايران نمي بينند و مسائل ديگري نيز وجود دارد که مقامات ايراني نخواهند پذيرفت. به طور قطع رهبر ايران عقيده ندارند که هر توافقي از عدم دستيابي به توافق بهتر است که البته اين مسئله در جوامع آمريکايي نيز صادق است. وقتي آمريکايي ها هر توافقي را بهتر از عدم دستيابي به توافق نمي دانند بايد به اين درک برسند که ايران نيز ديدگاهي مشابه به مسئله دارد.
مسئله ديگر در مناظرات در آمريکا (در انتقاد از باراک اوباما) اين است که طبق شرايط سياسي، رفتار رئيس جمهور آمريکا نبايد نشان دهنده تمايل بيشتر وي به دستيابي به توافق در مقايسه با ايران باشد. اما چنين مقايسه اي در ميان کشورها به کلي نادرست است و حتي براي در نظر گرفتن چنين قياسي، بايد ابتدا اين مسئله را بررسي کرد که توافقنامه چه منافع اقتصادي، سياسي و نظامي براي آمريکا مي تواند داشته باشد.
از ايراني ها خواسته شده برنامه هسته اي خود را به شدت محدود و با نظارت شديد بر برنامه هسته اي خود موافقت کنند و اين در حالي است که چنين درخواست هايي تا کنون از هيچ کشوري مطرح نشده است. اين درخواست ها در مقابل تسهيل نسبي تحريم هاي اقتصادي اعمال شده عليه ايران مطرح شد و اين در حالي است که هيچ يک از کشورهاي عضو ان پي تي تا کنون هدف چنين تحريم هاي شديدي قرار نگرفته اند. آمريکا و شرکاي اين کشور در توافق اوليه هسته اي با ايران که هنوز داراي اعتبار است موفق شدند طبق خواسته خود برنامه هسته اي ايران را محدود سازند و بر اين برنامه نظارت داشته باشند تا اندازه اي که اگر ادامه اجراي توافق اوليه از نظر سياسي ممکن بود، آمريکا به اهداف خود در جلوگيري از گسترش تسليحات هسته اي دست مي يافت. اما آنچه ايراني ها در مقابل اين امتيازات دريافت کردند، تسهيل نسبي تحريم هاي اعمالي بود. مخلص کلام اينکه ايران به طور قطع امتيازات زيادي در گفتگوها قائل شده است و اگر قرار باشد «تمايل» يکي از طرفين بر مبناي توافق اوليه به دستيابي به توافق مورد بررسي قرار گيرد، ايران شواهد بيشتري دال بر تمايل به حصول توافقنامه ارائه کرده است.
اما نبايد توافقنامه را بر مبناي امتيازات دريافتي ارزيابي کرد. در حقيقت مسئله مهم بررسي شرايط پس از حصول توافقنامه و شرايط ناشي از عدم دستيابي به توافق است.
مسئله ديگر اين است که توافقنامه اي خوب به حساب مي آيد که به دو طرف دلايل کافي براي بررسي آن را بدهد و نه اينکه يکي از طرفين از روي اجبار توافق را بپذيرد و به دنبال فرصتي براي نقض آن باشد.
صرف نظر از تلاش هاي کنگره براي بر هم زدن توافقنامه، دولت باراک اوباما مي بايست براي حصول توافق نهايي با ايران امتيازات بيشتري را روي ميز مذاکرات بگذارد. مسئله منطقي بودن يا نبودن پيشنهاد کنوني روي ميز نيست. آمريکا نمي تواند انتظار داشته باشد که ايران همه اختلاف نظرهاي موجود را بر طرف نمايد. آنهايي که در واشنگتن طرفدار واقعي روند ديپلماتيک هستند بايد لزوم انعطاف پذيري دولت در مذاکرات را درک و از آن دفاع کنند.
دولت اوباما و حاميانش مي بايست در ابتدا دو مشکل عمده را در آمريکا بر طرف سازند. اولين مشکل مسئله تعيين مهلت براي توافق با ايران است، چرا که تعيين مهلت در هيچ حالتي مخاطرات ناشي از تبديل شدن ايران به کشور مجهز به تسليحات هسته اي را کاهش نمي دهد. حسن روحاني رئيس جمهور ايران يک ماه پيش در سخنراني خود تصريح کردن آرمان هاي ايراني به سانتريفوژ وابسته نيست. اکنون وقت آن رسيده که آمريکايي ها نيز به درک مشابه برسند.
مشکل ديگر نگراني ها در مورد برخورد واشنگتن با تحريم هاي اعمال شده عليه ايران است؛ اگر واشنگتن طبق توافق تحريم ها عليه تهران را لغو نکند، اين مسئله مغاير با ارزش هاي آمريکا خواهد بود. از سوي ديگر، برخي تحريم ها را تنها اهرم فشار عليه ايران مي دانند که اين کشور را به توافق بر سر محدود سازي برنامه هسته اي وادار کرده است. اما اگر تحريم ها به جاي تسهيل دستيابي به توافق به سدي بر سر را حصول آن تبديل شوند، آنگاه ديگر به ابزاري غير قابل استفاده تبديل شده اند و حتي مي توان گفت خسارت هاي ناشي از آنها به ضرر آمريکا تمام خواهد شد.
اگر روند گفتگوهاي ديپلماتيک با شکست مواجه شود، يک مرتبه ديگر رويکرد عدم تقارن وابسته به خطوط قرمز در زمينه مذاکرات بين المللي نتيجه اي مغاير با منافع آمريکا داشته است؛ اما بايد گفت اتخاذ چنين رويکردي غير ضروري و تاسف برانگيز است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر