صفحه نخست >> بین الملل تعداد نظرات: 0

امیرحسین یزدان پناه

دعوت جوانان غرب به «چالش حقیقت جویی»

اين نامه و بازخورد آن در ميان مخاطبانش در جوامع غربي نشان داد که ما در اين سال ها از چه ظرفيت هاي بسيار مهم و حياتي، غفلت کرده ايم. غفلتي که اين نامه ثابت مي کند بايد برايش فکري کرد. اکنون فرصت مناسبي براي پاسخ دادن به شبهات و ابهام هاي جدي جوانان غربي درباره دين اسلام است. اتفاقي که ...

کد خبر: 6681

نامه رهبر انقلاب به جوانان غربی درباره شناخت اسلام بدون واسطه، علاوه بر این که روشی نوین در ترویج دین اسلام است، دروازه ای جدید در دیپلماسی دینی باز کرد. دروازه ای به اذهان افرادی که بدون در نظر گرفته شدن عقاید دینی و سیاسی شان به چالشی جدید، جدی و جذاب برای حقیقت طلبی و درک درست از دین اسلام دعوت شده اند. این نامه هم در شکل و هم در محتوا دارای ویژگی های منحصر به فردی است که بررسی هرکدام از آن ها خود یک کار پژوهشی است اما در این مجال کوتاه با تمرکز به مخاطبان اصلی نامه به ۴ نکته اشاره می شود:

۱ – جوانان غربی، مخاطبان اصلی

نامه حضرت آیت ا… خامنه ای با یک اولویت بسیار مهم آغاز می شود و آن شناخت «تصویر و چهره اسلام» است برای کسانی که آینده اداره غرب در دستان شان خواهد بود. دسترسی راحت تر جوانان به راه های ارتباطی نوین و بدون واسطه، آینده ساز بودن آن ها در مدیریت جوامع غربی و از همه مهم تر و راهبردی تر، ذهن آماده، خلاق و جست و جو گر جوان برای یافت حقیقت و آمادگی آن برای ورود به عرصه های جدید و احیانا پر ریسک و خلاف جریان های رایج از جمله مهم ترین ویژگی های مخاطبان اصلی این پیام است که در دریافت، تاثیر و بازخوردهای آن موثر خواهد بود. مطالعه کامنت ها و نظرات جوانان غربی در سایت های خبری و شبکه های مجازی نشان دهنده یک واقعیت شگفت انگیز است. در نگاه کلی می توان این کامنت ها را به ۴ دسته تقسیم کرد: الف- کسانی که در حمایت از نامه رهبری نظر داده اند،ب- کسانی که براساس شناخت های کنونی شان انتقادات جدی دارند(که عمدتا به نظر می رسد ناظر به عملیات های تروریستی و … است)،ج- کسانی که سوالات جدی درباره دین دارند و د-کسانی که فقط برای توهین به مسلمانان کامنت گذاشته اند. حتی آن هایی که انتقادات تند علیه دین اسلام بیان می کنند استنادات شان نشان می دهد که اطلاع چندانی از دین اسلام ندارند و به بیان دیگر تاکنون کسی نبوده که ذهن حقیقت جوی آنان را به «چالشِ فهمیدن دین» یا «چالشِ حقیقت جویی» دعوت کند و آموزه های رحمانی و منطق و استدلال های اسلامی برای شان ارائه نشده است. اکنون تصور کنید فقط بخشی از مخاطبان گروه های «ب» و «ج» که می توان آن ها را قشر خاکستری در جبهه اسلام گرایی و اسلام ستیزی محسوب کرد، به دنبال یافتن پاسخ سوالات خود بروند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آن هم در جوامعی که سرانه مطالعه در آن بالاست. به بیان دیگر این نامه به صورت مستقیم قشری را مخاطب خود قرار داده که از همه نظر آماده ورود به این «چالش حقیقت جویی» هستند.

۲ – چرا چالش «حقیقت جویی»

ویژگی بسیار مهم دیگر همین روحیه «حقیقت جویی» است که رهبر انقلاب در همان ابتدای نامه به آن تاکید می کنند: «حسّ حقیقت جویی را در قلب های شما زنده تر و هوشیارتر می یابم…». به خصوص با ذکر این جمله کلیدی که « من اصرار نمی کنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید» حضرت آیت ا… خامنه ای به مخاطب نشان می دهند که به دنبال القای هیچ تفکر و اعتقادی نیستند و صرفا به دنبال این هستند که مخاطب را به کاوش بیشتر در دینی فرا بخوانند که در غرب بیش از آن که با کتاب آسمانی و اهداف الهی اش که در نهایت تعالی انسان است شناخته شود، با «واسطه» رسانه های غربی از دریچه ترورها و تندروی ها، به غربی ها به ویژه جوانان شناسانده می شود. جوان هم که ذاتا جست و جو گر است و این جست و جو گری که رهبر انقلاب در این نامه مخاطبان خود را به آن فراخوانده به ۲ نتیجه می‌انجامد: نخست: در لایه سطحی است که پاسخ به سوالات مطرح شده در نامه می تواند به زمینه ها و پشت پرده های بروز این اتفاقات بینجامد و خود دغدغه های جدی تری برای پیگیری بیشتر موضوع فراهم می کند. دوم: در سطح دوم این حقیقت جویی به شناخت معارف عمیق اسلامی منجر می شود. آن جایی که دین اسلام منطبق با فطرت آدمی است و برای بیان آموزه های آن نیاز به شنا خلاف جریان فطری انسان نیست. اتفاقا این شیوه تدبیر در دین و حقیقت جویی شیوه اسلام برای شناخت حقایق است و هرجا شبهه ای ایجاد می شود اگر به آن پاسخ های اقناعی داده شود، به ایجاد جرقه های گرویدن به اسلام و نیز تقویت ایمان منجر می شود. به همین دلیل رهبر انقلاب در مقام یک معلم تیزهوش مهم ترین چالش ها را به جای آن که در قالب جملات خبری و یک طرفه قرار دهند، در لابه لای چندین «چرا؟»، «آیا؟» و «مگر؟» مهم و چالشی مطرح می کنند.

۳ – استفاده از ابزارهای ارتباطی جدید

نکته بعدی شناخت دقیق رهبر انقلاب از ابزارهای رسانه ای جدید است. جایی که ایشان از جوانان می خواهند با استفاده از این ابزارهای ارتباطی در «مرزهای ساختگی و ذهنی محصور نشوند.» این مهم در حقیقت نشان می دهد که ایشان با همین ابزارهایی که در دسترس همه است و غربی ها با توسل به آن به هجمه علیه اسلام پرداخته اند، غرب را به چالش کشیده و کاربران این رسانه ها را به شناخت جدید و واقعی از دین دعوت کرده اند. در حقیقت در عصری که یک هشتگ (#) ساده و چند کلمه ای می تواند هزاران مایل را در چند ثانیه طی کند، رهبر انقلاب با بیان پرسش های کوتاه و البته مهم دغدغه‌های جدی وجدیدی ایجاد کرده اند که پاسخ به هرکدام از آن ها می تواند به سونامی حقیقت جویی درباره دین اسلام در جوامع غربی منجر شود.

۴ – رهبر انقلاب را تنها نگذاریم

این نامه و بازخورد آن در میان مخاطبانش در جوامع غربی نشان داد که ما در این سال ها از چه ظرفیت های بسیار مهم و حیاتی، غفلت کرده ایم. غفلتی که این نامه ثابت می کند باید برایش فکری کرد. اکنون فرصت مناسبی برای پاسخ دادن به شبهات و ابهام های جدی جوانان غربی درباره دین اسلام است. اتفاقی که چندان هزینه بر هم نیست و صرفاتعیین یک گروه مسلط به آموزه ها و شبهات دینی و ورود آن ها به سایت های پر مخاطب و پاسخ به سوالات ایجاد شده می تواند نقطه آغاز آن باشد. حقیقت این است که حوزه های علمیه و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اکنون وظیفه ای مهم بردوش دارند. بدون شک بازخوردهای این نامه روز به روز ابعاد جدی تری به خود می گیرد و اندیشمندان حوزه و دانشگاه مرتبط با این مباحث باید هم برای فاز اول بازخوردهای این نامه آماده باشند و هم زمینه را برای موج های بعدی و فراگیرتر شدن محتوای مهم پیام در غرب آماده کنند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر