صفحه نخست >> بین الملل تعداد نظرات: 0

زلمی خلیل زاد - National Interest

عراق تبدیل به دژ ایران شده است

تغییرات اخیر در خاورمیانه، به ویژه در عراق مستلزم بازنگری و تنظیم سیاست های آمریکا در قبال بغداد، تهران و منطقه است. باقی ماندن در شرایط کنونی به معنای انطباق با تسلط ایران بر عراق و در طول زمان در خلیج فارس است.

کد خبر: 17181

مذاکرات هسته ای با ایران بازتاب بسیاری در اخبار داشته است و تحلیل ها و بحث های زیادی در واشینگتن بر سر عناصر توافق احتمالی و تاثیر آن بر ایالات متحده، منطقه و رژیم خلع سلاح صورت گرفته است. با این وجود دستاورد ژئوپولیتیکی اخیر ایران در منطقه، به ویژه در عراق و تاثیرات آن، توجه کمتری را به خود جلب کرده است. این غفلت تعجب آور و خطرناک است.

 

شیوه ای که ایالات متحده و غرب در جنگ علیه داعش در عراق انجام داده اند باعث به وجود آمدن بسیاری از عواقب ناخواسته شده است. یکی از نتایج این است که رویکرد نظامی ایالات متحده- مبتنی بر تکیه بر قدرت هوایی، بازسازی کند ارتش عراق و کمک های محدود به پیشمرگه های کرد- منجر به افزایش حضور ایرانی ها در عراق و نفوذ رو به رشد تهران بر دولت بغداد شده است.

 

اگرچه نفوذ ایرانی ها در عراق از سال 2003 و پس از تهاجم ایالات متحده آغاز شد، اما زمانی که در سال 2011، نیروهای آمریکایی، عراق را ترک کردند، نفوذ ایران به شدت افزایش یافت. امروز ایران نفوذی منحصر به فرد بر روی تصمیم گیران امنیت ملی عراق دارد و کنترل زیادی بر نیروهای مبارز در عراق دارد.

 

زمانی که چندین شهر در تابستان گذشته سقوط کردند، این ترس به وجود آمده بود که آنها به سوی بغداد، کربلا یا نجف حرکت کنند، دولت شیعه را تهدید کنند، شهرهای مقدس شیعیان را نابود کنند و یا هر دو. حتی نشانه هایی از حرکت داعش به سمت استان دیاله و مرز ایران هم وجود داشت. ایران زمانی که دید منافعش در عراق با این تحولات در معرض خطر قرار گرفه است، این فرصت را پیدا کرد تا نفوذش را در کشور شیعه و نفتی همسایه اش گسترش دهد.  

ایران چه اقدامی انجام داد؟ آنها به سرعت و قاطعانه با سه روش اقدام به پر کردن خلاء امنیتی کردند و به وحشت ناشی از سقوط واحدهای نظامی عراقی پاسخ دادند.

 

اول: تهران مقامات امنیتی ارشدش را برای کمک به دفاع از بغداد و دیگر شهرها در سراسر عراق به این کشور فرستاد. این مقامات شامل ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس می شود که در عملیات های دفاعی و تهاجمی برای شکست داعش حضور داشته است. آن گونه که رسانه های غربی گزارش داده اند در تکریت مقامات ایرانی به رهبری سلیمانی، نبرد با داعش برای پایان دادن به کنترل این شهر توسط آنها را رهبری می کنند.

 

عراقی ها از این که ایران این خطر را پذیرفته است که به صورت آشکار با داعش بجنگد، شگفت زده بودند. در گذشته، ایران نقش خود در زمینۀ دادن سلاح به شبه نظامیان و یا رهبری شبه نظامیان برای انجام عملیات خاص در عراق را انکار می کرد و یا بر روی آنها سرپوش می گذاشت. در مقطع زمانی کنونی، در حالی که تعداد افسران عالی رتبه ایرانی در عراق کاهش یافته است، اما ایران می خواهد، مردمش، رقبای منطقه ای و جهان بدانند که در عراق حضور دارد و در حال مبارزه است. این پیشرفت مهمی است.

 

دوم: ایران بدون معطلی برای کردها تسلیحات فرستاد، اقدامی که اهمیت عملی و نمادین زیادی داشت. مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان اعلام کرد که ایران –نه ترکیه که قبلاً به عنوان مدافع احتمالی در صورت به وجود آمدن خطر فرض می شد- اولین کشوری بود که زمانی که اربیل در ماه آگوست در معرض سقوط قرار گرفت، برای نیروهای پیشمرگه سلاح فرستاد. ایران همچنین برای نیروهای امنیتی عراقی شامل ارتش و پلیس و شبه نظامیان شیعه که بعضی از آنها چندین دهه است با ایران ارتباط دارند، تسلیحات فرستاده است.

 

 

سوم: استفاده از فتوای آیت الله سیستانی مبنی بر بسیج علیه داعش، موثرترین استراتژی ایران برای استفاده از نیروهای نیابتی بوده است. شبه نظامیان در بسیاری از جبهه ها جایگزین ارتش شدند. این شبه نظامیان شامل عصائب اهل الحق که در لیست سازمان های تروریستی ایالات متحده قرار دارد، کتائب حزب الله، سازمان بدر و مجموعه ای از گروه های تابعه که نام های جدیدی دارند، می شود.

 

 

ایالات متحده در پاسخ باید روابطش با دوستان منطقه ای را که بسیاری از آنها به صورت علنی و خصوصی درباره اهداف و استراتژی ایالات متحده در منطقه ابراز عدم اطمینان کرده اند، تقویت کند. تغییرات اخیر در خاورمیانه، به ویژه در عراق مستلزم بازنگری و تنظیم سیاست های آمریکا در قبال بغداد، تهران و منطقه است. باقی ماندن در شرایط کنونی به معنای انطباق با تسلط ایران بر عراق و در طول زمان در خلیج فارس است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

زلمی خلیل زاد

زَلمِی خلیل‌زاد (متولد: ۲۲ مارچ ۱۹۵۱) نماینده پیشین ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل متحد است. وی بالاترین مقام مسلمان در دولت جورج دبلیو بوش بود. زلمی خلیل‌زاد متولد افغانستان و از قوم پشتون است.  خلیل‌زاد پس از حملات ۱۱ سپتامبر و سقوط رژیم طالبان مهم‌ترین چهره دولت آمریکا در سیاستهای آن کشور در ارتباط با افغانستان بوده و به عنوان فرستاده ویژه آمریکا در افغانستان خدمت کرده‌است. وی همچنین سفیر اسبق امریکا در افغانستان و عراق بوده است.

منبع: نشنال اینترست/ مترجم: حسین هوشمند irdiplomacy

 

نظرات بینندگان

ارسال نظر