صفحه نخست >> بین الملل تعداد نظرات: 0

پايگاه اينترنتي فارن افرز در گزارشي به قلم برنت ايي نوشت:

آيا سخنراني ضد ايراني نتانياهو درکنگره تاثيري بر نتايج انتخابات دارد؟

اگرچه سخنراني نتانياهو و پيامد هاي آن طي چند هفته گذشته در صدر اخبار و تحليل هاي رسانه اي قرار داشته است ولي هيچ شاهد و مدرکي وجود ندارد که نشان دهد اين موضوع براي اسرائيلي ها اهميت دارد. به عبارت ديگر جار و جنجال هاي حزبي بر سر اين موضوع بيشتر از ...

کد خبر: 14818

پايگاه اينترنتي فارن افرز در گزارشي به قلم برنت ايي. ساسلي تحت عنوان «‌ سخنراني نتانياهو در کنگره و انتخابات اسرائيل »‌ نوشت : ‌


برنامه سخنراني بنيامين نتانياهو نخست وزير اسرائيل در کنگره آمريکا درباره برنامه هسته اي ايران همانطور که انتظار مي رفت انجام شد. بخش عمده سخنراني نتانياهو ادعاهايي بود که وي به عنوان اقداماتي الزام آور از واشنگتن خواست تا قبل از برچيدن تحريم ها بر ضد ايران اعمال کند :‌ پايان اقدامات تهاجمي ايران در خاورميانه ، پايان حمايت(ادعايي) ايران از تروريسم و پايان تهديدات تهران مبني بر نابودي اسرائيل .
ولي سئوال اصلي اين است که پس از اين سخنراني چه اتفاقي خواهد افتاد؟‌ بر خلاف برخي از پيش بيني ها در واشنگتن و اسرائيل جاي ترديد وجود دارد که پس از اين سخنراني مناسبات آمريکا و اسرائيل دستخوش تنزل شديد شود . چرا که شالوده و اساس مشارکت و همکاري واشنگتن وتل آويو بسيار فراتر از روابط شخصي ميان يک رئيس جمهور آمريکا و يک نخست وزير اسرائيل بنا نهاده شده است. در هر حال اين امکان نيز وجود دارد که دولت اوباما به شنيدن نگراني هاي نتانياهو درباره ماهيت هر گونه توافق با ايران علاقه چنداني نداشته باشد. 


در طرف آمريکايي اين ديدار البته موجب تشديد تفرقه و اختلاف ميان جامعه يهوديان آمريکايي شده است. ولي در طرف اسرائيلي چطور؟ بسياري از ناظران نتانياهو را متهم مي کنند که از سخنراني در کنگره به عنوان حربه اي براي پيشبرد اهداف و جلب حمايت از خود در انتخابات آينده بهره برداري کرده است. ولي حتي اگر اين موضوع صحت داشته باشد ، سخنراني وي احتمالا تاثير چنداني بر نتايج انتخابات آينده نخواهد داشت.
راي دهندگان اسرائيلي برقراري مناسباتي نزديک و مستحکم را با آمريکا ترجيح مي دهند و مفسران و تحليلگران اسرائيلي همواره نقش نتانياهو را در پيچيده تر کردن اين مناسبات برجسته کرده اند . ولي به لحاظ تاريخي نگراني درباره اينکه يک نامزد انتخاباتي چگونه مناسبات با آمريکا را مخدوش کرده است در روز برگزاري انتخابات نگراني اصلي راي دهندگان اسرائيلي به شمار نمي رود.
به عبارت ديگر تاکنون هيچ نامزدي بر اساس تقويت اعتبار و وجهه خود بر مبناي روابط با آمريکا در انتخابات اسرائيل پيروز نشده است.
بارزترين مثالها در اين زمينه شکست اسحاق شامير در انتخابات سال 1992 و نيز شکست نتانياهو در انتخابات سال 1999 است. در هر دوي اين موارد مسائل بزرگتر ديگري سرنوشت ساز نتيجه انتخابات بوده است و ماهيت روابط ميان آمريکا و اسرائيل تنها يکي از مسائل مورد توجه راي دهندگان اسرائيلي بوده است قطعا نه عامل تعيين کننده نتيجه راي گيري.
نتايج تازه ترين نظرسنجي ها در بردارنده هيچ مدرکي نيست که نشان دهد سخنراني نتانياهو در واشنگتن تاثيري در جهت مثبت يا منفي بر راي دهندگان گذاشته باشد چون بيشترين تمرکز راي دهندگان بر شرايط اجتماعي و اقتصادي اسرائيل متمرکز است. 

در انتخابات سال 1992 ،‌ اسحاق شامير نخست وزير وقت تنها به علت مسائل و مشکلات داخلي و نه بر سر روابط اسرائيل با آمريکا ، در تلاش براي انتخاب مجدد شکست خورد.
در آن زمان نگراني هاي گسترده اي در خصوص بروز اختلاف با جرج دبليو بوش رئيس جمهور وقت آمريکا وجود داشت . ولي اسرائيلي ها بيشتر به علت مسائل و مشکلات اقتصادي و اجتماعي از عملکرد شامير رضايت نداشتند. آنها از تمرکز انحصاري اسحاق شامير بر موضوع شهرک سازي و پافشاري وي بر اينکه منابع دولتي از جمله وام هاي دريافتي از سوي واشنگتن بايد در مسير احداث شهرک هاي بيشتر هزينه شود ، بسيار ناراحت بودند. مشاوران خود شامير به وي هشدار داده بودند که منوط کردن مبارزات انتخاباتي به شهرک سازي کار نادرستي است ولي وي هشدارهاي آنها را ناديده گرفت و در نهايت موفق نشد آراي يهوديان روس تبار را به دست آورد و در نهايت نتايج انتخابات به گونه ديگري رقم خورد. افزون بر آن رقيب وي در آن زمان اسحاق رابين نامزد قدرتمند و مورد احترام حزب کار بود . 

نتانياهو هم در انتخابات سال 1999 به دلايل مشکلات داخلي در انتخابات شکست خورد. وي به علت افشاي يک رشته رسوايي هاي فساد مالي در دولت و اعضاي خانواده ( همسرش سارا به داشتن رفتاري نامناسب با کارفرمايان و دخالت در مسائل سياسي متهم شده بود)‌ ، اعتماد خود را در ميان اذهان عمومي اسرائيل از دست داده بود. نتانياهو همچنين به رغم تضمين هاي مکرر مبني بر خودداري از عقب نشيني از کرانه باختري ، دو توافقنامه با ياسر عرفات رهبر وقت فلسطين در اين زمينه به نام هاي توافقنامه الخليل و نيز يادداشت تفاهم واي ريور ، امضا کرده بود و افزون بر آن نتوانسته بود به وعده هاي خود در زمينه تضمين امنيت شخصي براي همه اسرائيلي ها جامه عمل بپوشاند.
نتانياهو مانند اسحاق شامير در آن سال با رقيبي سرسخت از حزب کار به نام ايهود باراک رو در رو بود. در آن زمان روابط با آمريکا تنها بخش کوچکي در مبارزا انتخاباتي را به خود اختصاص مي داد. در نهايت نتانياهو در انتخابات مستقيم براي تصدي سمت نخست وزيري با کسب 44 درصد آرا در برابر 56 درصد آراي نامزد رقيب در انتخابات شکست خورد. 

امروز اگرچه در سراسر اسرائيل همه احزاب و طيف هاي سياسي، ايران را يک تهديد قلمداد مي کنند، ولي اسرائيلي ها در اين باره ترديد دارند که سخنراني نتانياهو در کنگره براي تل آويو منفعتي به دنبال داشته باشد. به موجب شاخص هاي مورد بررسي توسط موسسه دموکراسي اسرائيل در ماه ژانويه ،‌اغلب اسرائيلي ها بر اين باورند که اين سخنراني بيشتر منافع ملي اسرائيل را تامين کرده است تا به آن لطمه زده باشد. تقريبا 46 درصد فکر مي کنند که سخنراني نتانياهو به شدت يا تا حدودي منافع ملي اسرائيل را لکه دار مي کند.
اين بدين علت نيست که اين افراد فکر مي کنند باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا حق دارد تا با ايران معامله کند. بررسي ها همچنين نشان مي دهد 57 مميز شش دهم درصد از اسرائيلي ها فکر مي کنند احتمال اينکه اوباما حتي با وجود تشريح نگراني هاي اسرائيل مبني بر پيامدهاي منفي توافق با ايران بر امنيت اسرائيل ، چنين توافقنامه اي را با تهران امضا خواهد کرد بسيار بالاست. در فوريه سال 2015 هفتاد و دو درصد از اسرائيلي ها گفتند که به اوباما اعتمادي ندارند که بخواهد مانع از دستيابي ايران به سلاح هسته اي شود. 

از طرفي اگر چه نتانياهو در اسرائيل چهره چندان محبوبي نيست ولي بسياري ناچارند وي را تحمل و با وي مدارا کنند چون در شرايط کنوني جانشين معتبري به جاي وي وجود ندارد. بر اساس يک نظرسنجي که دسامبر سال 2014 و هنگامي انجام شد که کنست به منظور زمينه سازي برگزاري انتخابات جديد خود را منحل کرد ، 65 درصد از اسرائيلي ها گفته بودند که نمي خواهند نتانياهو دوباره نخست وزير شود. ولي نتانياهو در رقابت با ديگر چهره هاي سياسي مورد نظر براي تصدي سمت نخست وزيري مانند اسحاق هرتزوگ و نفتالي بنت ، از آنها پيشي گرفت.
هرتزوگ به نوبه خود نتوانسته است هنوز ميان سياست خارجي خود و سياست خارجي نتانياهو يا حتي سياست داخلي تمايز درستي قائل شود. به عنوان مثال وي به تازگي در مقاله اي در نيويورک تايمز سخنراني نتانياهو در کنگره را اشتباهي محض توصيف کرده بود ولي بعدا عمده نگراني هاي خود را بر تهديد ايران و احتمال رويکرد آمريکا در اعطاي تضمين هاي ناکافي به اسرائيل درباره امنيت اين کشور با توافق با ايران معطوف ساخته بود. در حالي که اين اظهارات تنها ادعاهاي نتانياهو را ثابت مي کرد که تمرکز وي بر موضوع ايران اقدامي درست و به جا ست. 

تازه ترين نظر سنجي ها در هفته گذشته نشان مي دهد که حزب ليکود نتانياهو ، يک يا دو کرسي از ائتلاف موسوم به اتحاديه صهيونيستي ( ائتلافي متشکل از حزب کار و حزب تزيپي ليوني )‌ عقب تر است. ولي واقعيت امر اين است که نتايج نظرسنجي ها در اسرائيل حاشيه خطاي بالايي دارند و چندان مستدل نيستند. در هر حال اسرائيلي ها مي گويند آراي آنها تحت تاثير سخنراني نتانياهو قرار ندارد.
در يک کلام اگرچه سخنراني نتانياهو و پيامد هاي آن طي چند هفته گذشته در صدر اخبار و تحليل هاي رسانه اي قرار داشته است ولي هيچ شاهد و مدرکي وجود ندارد که نشان دهد اين موضوع براي اسرائيلي ها اهميت دارد. به عبارت ديگر جار و جنجال هاي حزبي بر سر اين موضوع بيشتر از آنکه براي سياست اسرائيل تاثير گذار باشد ، بر عرصه سياسي در آمريکا تاثير خواهد گذارد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر