صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

سي ساله‌هاي به درد نخور؟! ؛ سربازي و حاشيه هاي يک قانون جديد

اندر احوالات سي سالگي نوشتيم و ديالوگي که براي «سي ساله هاي به درد نخور» شايد کمي سنگين باشد. گذري اگر به آمار افسردگي و بزه داشته باشيم، ردپاي اين کلمات به شکل و شمايل ديگري به خوبي خودنمايي مي‌کند. آماري از جمله اعتياد، بيکاري، افزايش سن ازدواج، آمار رو به رشد طلاق شايد ناشي از همين سرخوردگي هاست. سرخوردگي هايي که جوان ايراني را از فرماندهان دلاور ديروز به به دردنخورهاي امروز مي‌رساند. به راستي ايراد کار کجاست که از نظر يک نماينده مجلس شوراي اسلامي، خانه ملت، سي ساله ها به درد نظام وظيفه نمي‌خورند؟

کد خبر: 7244

ابتکار/ متن پيش رو در ابتکار منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
--------------
خبر در حد چند کلمه بود؛ «يک عضو کميسيون تلفيق لايحه بودجه سال 94 از تعيين تکليف اين کميسيون براي سرباز فراري‌ها و تعيين جريمه 30 ميليون توماني براي سربازان فراري 30 سال به بالاي مجرد خبر داد.» شايد تا اينجا سئوالي يا مبحثي در ذهن متبادر نمي‌شد. اما تمام افکار از چند خط بعد و آن هم با اشاره غلامعلي جعفرزاده، يکي از مسئولان، به بررسي موضوع سرباز فراري ها، هجوم آورد. «اينها افرادي هستند که بالاي ده سال از موعد خدمت‌شان گذشته و خدمت سربازي انجام نداده‌اند و حداقل سن آن‌ها هم سي سال است. از طرفي آن‌ها به درد نظام وظيفه هم نمي‌خورند و نمي‌شود آن‌ها را اجباري به سربازي برد.» نکته در همين جا نهفته بود. « آنها به درد نظام وظيفه هم نمي‌خورند.»
چرا سي ساله ها به درد نظام وظيفه نمي‌خورند؟
بحث فروش سربازي مطرح نيست؛ اين جمله را نيز همان مسئول مي‌گويد. مساله بعدي در همين جا مطرح مي‌شود که اين افراد بايد جرائمي پرداخت کنند که بتوانند از برخي تسهيلات شهروندي مثل انجام کار اقتصادي، داشتن دفترچه بيمه و برخي مسائل اين‌چنيني استفاده کنند اما حتي در صورت پرداخت جريمه از برخي حقوق ديگر مثل کانديداتوري شوراي شهر، نمايندگي مجلس و استخدام دولت محروم خواهند بود. با نگاهي گذرا به تيترهاي اخبار مي‌بينيم که واژه افسردگي به خوبي در آنها مرور مي‌شود و هر روزه به تعداد و علل اين بيماري روحي و رواني اضافه مي‌شود. يک روان شناس معتقد است، والدين بدون داشتن آموزش‌هاي قبلي از تحولات دوران نوجواني و جواني باعث ايجاد عواملي در بروز افسردگي در فرزندان مي‌شوند. علايمي نظير پرخاشگري بي‌مورد، اشکال در تمرکز، سرگرداني، در خود فرورفتگي، نداشتن رابطه صحيح با والدين، خصومت و بي‌هدفي با افسردگي ارتباط تنگاتنگي دارند. حال مي‌توانيم والدين را کمي بسط دهيم به جامعه و در نگاه عميق تر و بزرگ تر، مسئولان را جايگزين واژه والدين کنيم. اما اين به محتواي خبر چه ارتباطي پيدا مي‌کند؟
ديروز، امروز، فردا
آبان ماه امسال بود. دکتر محمدرضا رستمي، مشاور وزير و متخصص امور جوانان در ميزگرد دبيرهاي انجمن هاي دانشجويي گفت: « تفاوتي بين اکنون و دوره آقاي خاتمي وجود ندارد. در دوران انقلاب و جنگ، امام (ره) به جوانان اعتماد و اهتمام داشتند ايشان باور قلبي داشتند که تنها راه برون رفت از معضلات و مشکلات جامعه مشارکت جوانان است. فضاي انقلاب و پس از انقلاب به جوانان آميخته بود. جوانان آن دوران يا از کشور خارج شده اند و يا جزوي از حاکميت شدند. همان جوانان ديروز، به جوانان امروز باور و اعتماد ندارند. در حالي که رهبري نظام پس از امام (ره) نيز تاکيد بر مشارکت جوانان دارند با اين حال نسل جوان امروز کمترين مشارکت را در امور کشور دارند. جوانان نيز سرمايه بزرگ کشور و جمعيتي بالغ بر 24 ميليون نفر هستند. دولت با توان اندک در مقابل چنين سرمايه اي کاري از پيش نمي‌برد.» آرام آرام که پيش مي‌رويم، شاه کليدهاي ذهني ما پيدا مي‌شود. قفل هايي که چندي است شايد به ذهن ما زده شده، يکي پس از ديگري باز مي‌شود و باز هم در اينجا همان جمله کليدي نماينده مجلس شوراي اسلامي را با خود مرور مي‌کنيم که «اينها به درد نظام وظيفه نمي‌خورند.»
خاطره‌سازي يا خاطره‌بازي؟
به سال 1333 ه.ش در شهرستان مياندوآب در يک خانواده مذهبي و باايمان متولد شد. در دوران کودکي، مادرش را – که بانويي باايمان بود – از دست داد. بعد از شهادت برادرش حميد و برخي از يارانش، روح در کالبد ناآرامش قرار نداشت و معلوم بود که به زودي به جمع آنان خواهد پيوست. پانزده روز قبل از عمليات بدر به مشهد مقدس مشرف شد و با تضرع از آقاعلي‌بن موسي‌الرضا(ع) خواسته بود که خداوند توفيق شهدت را نصيبش نمايد. سپس خدمت حضرت امام خميني(ره) و حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رسيد و با گريه و اصرار و التماس درخواست کرد که براي شهادتش دعا کنند. اين فرمانده دلاور در عمليات بدر در تاريخ 25/11/63، به خاطر شرايط حساس عمليات، طبق معمول، به خطرناکترين صحنه‌هاي کارزار وارد شد و در حالي که رزمندگان لشکر را در شرق دجله از نزديک هدايت مي‌کرد، تلاش مي‌نمود تا مواضع تصرف شده را در مقابل پاتکهاي دشمن تثبيت نمايد، که در نبردي دليرانه، براثر اصابت تير مستقيم مزدوران عراقي، نداي حق را لبيک گفت و به لقاي معشوق نايل شد. هنگامي که پيکر مطهرش را از طريق آبهاي هورالعظيم انتقال مي‌دادند، قايق حامل پيکر وي، مورد هدف آرپي‌جي دشمن قرار گرفت و قطره ناب وجودش به دريا پيوست. اين داستان زندگي شهيد باکري 30 ساله بود. جواني که از وي به عنوان فرمانده اي دلاور نام برده مي‌شود. فقط چند خط داستان زندگي يک جوان 30 ساله ديروز بود.
عاقلانه ترين کار
«عاقلانه‌ترين کار اين است اين افراد فراخوانده شوند و از آن‌ها جرائم نقدي اخذ شود در اين صورت کارت قرمز سربازي به آن‌ها داده مي‌شود که در قبال آن از برخي حقوق شهروندي برخوردار مي‌شوند. به موجب مصوبه کميسيون تلفيق افراد مجرد بالاي سي سال سن که سربازي نرفته‌اند 30 ميليون تومان جريمه مي‌شوند و ساليانه 1 ميليون تومان به اين مبلغ اضافه مي‌شود. همچنين کساني که روستايي و تحت پوشش کميته امداد و نهادهاي حمايتي بودند و به خاطر فقر نتوانستند به سربازي بروند از تخفيفات 50 درصدي جريمه برخوردار مي‌شوند. همچنين به ازاي تاهل دو سال و به ازاي هر فرزند شش ماه از سقف تعيين شده کاسته خواهد شد.» اين نيز راهکاري بود که غلامعلي جعفرزاده پيش پاي سي ساله هايي گذاشت که شايد امروز به درد نظام وظيفه که هيچ حتي بعد از اينکه جريمه خود را نيز پرداخت کردند، علي الظاهر به درد کار ديگري نيز نخواهند خورد!
هادي معتمد: شايد عذرخواهي کند
آنقدر شبهه در اين يک جمله وجود داشت که ناچار شديم به سراغ دکتر هادي معتمد، آسيب شناس اجتماعي برويم تا بدانيم که آثار مخرب يک جمله چه مي‌تواند باشد. وي در گفتگو با روزنامه ابتکار گفت: «به نظر مي‌آيد نوع حرف زدن ايشان اشکال داشته است. يا ايشان حواس شان نبوده از چه کلماتي استفاده مي‌کنند. همه به اتفاق معتقد هستند که سن سي سالگي بهترين سن براي تصميم گيري است. چون جوان از شر و شوري درآمده است و در حال حاضر هم که نگاه کنيد، مي‌بينيد که مديريت قسمت هاي مختلف به دست همين جوانان است. به نظر مي‌آيد که اشتباهي صورت گرفته است. شايد هم ايشان خواستند به اين نکته اشاره کنند که افراد سي ساله تازه ازدواج کرده اند و نمي‌توانند به خدمت سربازي بروند. اگر قلبا اين حرف را زده اند، بايد به اين نکته اشاره کنم که شايد آماري از سي ساله ها در دست ندارند. اين سن تازه آغاز فارغ التحصيلي است اگر به دانشگاه ها مراجعه کنيد، مي‌توانيد افرادي را در اين رده سني ببينيد که عضو هيات علمي دانشگاه ها هستند. اگر مروري بر گذشته داشته باشيد، شاهد اين هستيد که جوان هايي که در اين سن بودند، جبهه هاي جنگ را به دست گرفتند و پيروز شدند. سي سالگي، بلوغ زندگي افراد است. از نظر تحرک، روحي و رواني. 40 سالگي بلوع عقلاني افراد به حساب مي‌آيد. 30 ساله ها افراد باهوشي هستند. آوردن اين کلمات براي اين افراد اشتباه است و شايد ايشان هم متوجه اشتباه خود بشوند و عذرخواهي کنند.»
يک کلام، ختم کلام
اندر احوالات سي سالگي نوشتيم و ديالوگي که براي «سي ساله هاي به درد نخور» شايد کمي سنگين باشد. گذري اگر به آمار افسردگي و بزه داشته باشيم، ردپاي اين کلمات به شکل و شمايل ديگري به خوبي خودنمايي مي‌کند. آماري از جمله اعتياد، بيکاري، افزايش سن ازدواج، آمار رو به رشد طلاق شايد ناشي از همين سرخوردگي هاست. سرخوردگي هايي که جوان ايراني را از فرماندهان دلاور ديروز به به دردنخورهاي امروز مي‌رساند. به راستي ايراد کار کجاست که از نظر يک نماينده مجلس شوراي اسلامي، خانه ملت، سي ساله ها به درد نظام وظيفه نمي‌خورند؟

غزاله پورخاکي

نظرات بینندگان

ارسال نظر