صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 12

بی‌توجهی دولت به معیشت «فرهنگیان»

با توجه به رویه دولت - دست‌کم در سه مورد بالا - که در آن قصد و رویکردی برای بسامان کردن وضعیت معیشتی فرهنگیان دیده نمی‌شود- نه تنها دردهای کهنه تبعیض و نداری در میان آنها آرام نمی‌گیرد بلکه وزیر و در ادامه دولت بیشترین آسیب را در میان گسترده‌ترین و تاثیرگذار‌ترین کارمندان دیده و می‌بیند. فرهنگیان بر این باورند که در کابینه از حق آنها دفاع شایسته و بایسته نمی‌شود. اما بی‌گمان با این رویه کل ساختار دولت متهم به بی‌توجهی به فرهنگیان است. امیدواریم دولت در آستانه روز و هفته معلم بتواند خلاف این سخن را نشان دهد و رییس‌جمهور پس از گرفتاری هسته‌ای به شعارهای انتخاباتی خویش درباره آموزش و پرورش باز‌گردد.

کد خبر: 21856

معلمان چشم به راه توجه دولت
محمدرضا نیک‌نژاد *

 در حالی که روزهای پایانی سال گذشته با افزایش چشمگیر قیمت نیازهای اساسی و روزانه مردم روبه‌رو شد و در آغازین روزهای سال نو نیز هزینه‌های زندگی از جمله هزینه آمد و شد با اتوبوس و تاکسی و مترو... با افزایش ٢٠درصدی روبه‌رو شد و باید چشم به راه افزایش بهای آب و برق و گاز و بنزین و اجاره‌خانه و... باشیم، دولتمردان همچنان بر افزایش ١٤‌درصدی حقوق فرهنگیان پای فشرده و احکام را بر پایه آن به دست فرهنگیان رساندند. بر کسی پوشیده نیست که تورم واقعی بیش از میزان اعلام شده است و قیمت کالاهای اساسی، متغیر وابسته‌ای به بهای بنزین، ارز، نفت و... است. از این رو و بنا بر تجربه، باید منتظر افزایش‌های بیشتری بود. همچنین تفاوت رسمی و غیر‌رسمی حقوق فرهنگیان با کارمندان دیگر، هر سال اختلاف دریافتی معلمان را نسبت به کارمندان دیگر بیشتر می‌کند. به این معنی که چون تفاوت چشمگیر در دریافت‌ها وجود دارد، ١٤ درصد برای کف دریافتی حقوق‌بگیران با ١٤ درصد برای سقف آن اختلافی باور‌نکردنی در پی‌خواهد داشت. نمونه‌ای دیگر آنکه تنها کارمندانی که ازنظر میزان دستمزد همواره با فرهنگیان سنجیده می‌شدند، پرستاران بودند و در حکم‌های کارگزینی این دو گروه از کارمندان چندان تفاوت دریافتی‌ای وجود نداشت و هر دو شامل قانون خدمات کشوری می‌شدند. اما حقوق آنها نیز با درایت و تلاش‌های وزیرشان به گونه‌ای افزایش یافت که به‌گفته کاربه‌دستان، کمترین دریافتی آنها به یک میلیون و ٨٠٠ هزارتومان رسید. ناگفته نماند که با توجه به فشار شغلی و اهمیت کار آنها، باز هم بسیار ناچیز بوده و باید بیش از اینها افزایش یابد. اما در شرایطی که کادر پزشکی با جان انسان‌ها سر و کار دارند، معلمان نیز بر اندیشه آنها تاثیرگذار بوده و از این رو شغل آنها بی‌گمان کم‌اهمیت‌تر نیست. کمترین دریافتی در وزارتخانه آموزش و پرورش برابر مصوبه وزارت کار بوده و بسیار با کمترین دریافتی وزارت بهداشت فاصله دارد. حتی میانگین دریافتی کارمندان آموزش و پرورش نزدیک یک میلیون و ٢٠٠هزار تومان است و این یعنی نصف خط فقر اعلام شده در رسانه‌ها. این رویه بی‌گمان تاکنون بر فرآیند آموزش و پرورش کشور ضربه‌های کارایی زده و یکی از عوامل ناکارآمدی آن است.

 گرچه فرادستان آموزش و پرورش بر این باورند که افزایش ضریب فوق‌العاده شغل از ٨٠٠ به ١٣٠٠، افزایش دستمزدها را چهار، پنج درصد دیگر افزایش داده است، اما واقعا چنین هست و چنین نیست. داستان فوق‌العاده شغل ازآنجا آغاز شد که این ضریب می‌باید با توجه به مدرک فرهنگیان از ٨٠٠ تا ٢٠٠٠ افزایش می‌داشت، اما فرادستان اقتصادی آموزش و پرورش با رساندن آن به ١٣٠٠ ابهامی تازه به این داستان ناخوشایند افزودند. این افزایش قرار بوده که از سال پیش، همزمان با دیگر کارمندان دولت و با مقداری بیشتری اعمال می‌شد، که نشد. از این رو افزایش ناچیز حقوق در پی افزایش فوق‌العاده شغل نتوانست است حس نارضایتی فرهنگیان را آرامش بخشد و همچنان گسترده‌ترین کارمندان کشور از فرادستان دلخورند.

 در کنار کارهای دردسرساز دولت سابق در دگرگونی‌های ساختار آموزشی و انداختن آن به دامگاه دگرگونی‌های بیهوده، تنها کار ماندگار او برقراری بیمه طلایی بود. پس از دهه‌ها بی‌اعتنایی به ناتوانی و ناکارآمدی بیمه‌های معلمی، وزیر آموزش‌وپرورش دولت قبل توانست زمینه رضایت نسبی فرهنگیان را در این‌باره فراهم کند. در بیمه طلایی، پرداخت نیمی از حق بیمه با بیمه‌شونده و نیم دیگر آن با آموزش و پرورش بود. در همین حال خدمات پزشکی آن در بهترین و نام آورترین بیمارستان‌ها و آزمایشگاه‌ها پذیرفته می‌شد. اما شوربختانه از زمان وزارت تازه این بیمه در مسیر ناکارآمدی و ناتوانی گام نهاد. در سال نخست، پر‌کاربردترین بخش‌های آن یعنی بیمه عینک و دندانپزشکی حذف شد و این در حالی بود که حق بیمه بیمه‌شونده افزایش پیدا کرد. به‌علت بدهی‌های فراوان آموزش و پرورش به بیمه ایران، این بیمه دیگر زیر بار بیمه طلایی نرفت و کاربه‌دستان مالی اداره با چانه‌زنی با بیمه آتیه‌سازان، این شرکت را وارد بازی کردند و با توجه به شرایط زار آموزش و پرورش خدمات بیمه طلایی به‌شدت کاهش پیدا کرده و به ناکارآمدترین شکل ممکن درآمده است. اما امسال کاربه‌دستان مالی وزارتخانه طرحی نو از آستین درآورده و چهار گزینه بیمه طلایی را در برابر فرهنگیان قرار داده‌اند! در همه گزینه‌ها سهم دولت در پرداخت حق بیمه دست کم به یک‌دوم تا یک‌سوم مقدار پیشین رسیده است. به این ترتیب که در نزدیک‌ترین نوع آن به بیمه سال ٩٣ با افزایش حق بیمه از ٢٦ هزارتومان پیشین به ٣٨ تا ٤٤ هزار تومان، سهم معلم را به ٢٥ تا ٣١ هزار تومان رسانده و سهم آموزش و پرورش را در همان مبلغ پیشین - یعنی ١٣ هزار تومان - نگه داشته است! این یعنی افزایش بی‌رویه هزینه‌های درمانی فرهنگیان! و البته در برابر افزایش ١٤ درصدی دستمزدها. همچنان که گفته شد، این گزینه نزدیک‌ترین ویژگی‌ها را به بیمه کنونی دارد اما در گزینه بهتر، حق بیمه به ٥٦ هزارتومان افزایش یافته و سهم آموزش و پرورش همچنان ١٣ هزار تومان و سهم بیمه‌شونده به ٤١ هزارتومان افزایش را نشان می‌دهد. در این گزینه برای معلمی بالای ٢٠سال سابقه با دو فرزند، حق بیمه ١٦٤ هزارتومان می‌شود و این در حالی است که افزایش دستمزد سالانه چنین معلمی نزدیک به ٢٥٠ هزار تومان است! بی‌گمان دست کشیدن از بیمه گذشته و باز کردن چنین بیمه‌ای در آموزش‌و‌پرورش، دامن زدن به فقر بیشتر در میان فرهنگیان خواهد بود. البته دو گزینه دیگر آنچنان خفتبارند که درباره آنها ننوشته به. بزرگ‌ترین اشکال بیمه طلایی از آغاز تاکنون اجرا نشدن آن برای بازنشستگان عزیز است. جای شگفتی دارد و باید تاسف خورد که فرادستان آموزشی چنین دیدگاهی نسبت به کسانی دارند که همه عمر و تندرستی خویش را به پای آموزش فرزندان این کشور نهاده‌اند.

با توجه به رویه دولت - دست‌کم در سه مورد بالا - که در آن قصد و رویکردی برای بسامان کردن وضعیت معیشتی فرهنگیان دیده نمی‌شود- نه تنها دردهای کهنه تبعیض و نداری در میان آنها آرام نمی‌گیرد بلکه وزیر و در ادامه دولت بیشترین آسیب را در میان گسترده‌ترین و تاثیرگذار‌ترین کارمندان دیده و می‌بیند. فرهنگیان بر این باورند که در کابینه از حق آنها دفاع شایسته و بایسته نمی‌شود. اما بی‌گمان با این رویه کل ساختار دولت متهم به بی‌توجهی به فرهنگیان است. امیدواریم دولت در آستانه روز و هفته معلم بتواند خلاف این سخن را نشان دهد و رییس‌جمهور پس از گرفتاری هسته‌ای به شعارهای انتخاباتی خویش درباره آموزش و پرورش باز‌گردد.

*عضو کانون صنفی معلمان ایران

اعتماد

نظرات بینندگان

  • ماهان

    | |

    به نازم به این وزیر بی لیاقت که خیلی کارها کرده برای فرهنگیان دلسوز و رنج کشیده.

  • معلم معلم

    | |

    خسته شدیم از این همه تلاش بی نتیجه


    یکبار برای همیشه ما رو هم انسان فرض کنید مثل اساتید دانشگاه

    پاسخ ها

    نظرات بینندگان

    • | |

      بله که معلمان شهدای راه دانش و آگاهیند
      وقتی رو شهادت بزرگواری را روز معلم قرار می دهند ، باید متوجه باشید که هدف هدایت معلمان به راه شهادت است.
      این افتخاریست برای معلم که نمرده شهید شد.

  • فرهنگی اصفهان

    | |

    شهیدان واقعی جامعه ما معلمین هستند.

  • ارسلان

    | |

    سلام فرهنگیان عزیز صبر پیشه سازید به خدا توکل کنید واز او. یاری جویید که یاری گر اوست کسانی فکرمی کنند فقط خداست که دست دعا بلند می کنیم واز او بازهم یاری وکمک می طلبیم

    پاسخ ها

    نظرات بینندگان

    • | |

      در نظام مقدس جمهوری اسلامی امید ما معلمان فقط و فقط خداوند است نه هیچکس

  • ج

    | |

    معلمین عزیز صدای شما به تنهایی به جایی نمی رسد خودتان را سبک نکنید .چرا که گفته اند :هر چه بکاری همان بدروی.این تبعیض حقوقی کارمندان دولت ماحصل کار خودمان است.نمیدانستیم که تدریس ارزشها چماقی علیه خودمان خواهد شد و دیگران ما را دور خواهند زد وفی الحال این دورزدنها ادامه دارد.باید شیوه احقاق حق عوض شود نیازی به تجمع و فریاد خودتان نیست شما 14میلیون شاگرد و به تبع ان 60 تا 70 میلیون پیرو دارید اگر بخواهید احقاق حق کنید از توان مردمی بهره گیرید.

  • بازنشسته

    | |

    با عرض سلام این که وزیر هیچه شوش هم میدونه

  • محمد وکیلی

    | |

    تمام مشکلات ما از وجود آقای فانی عزیزه باید ایشان بروند واستراحت بکنند ویک مرد کار مثل حاجی بابایی سکان این مجموعه عظیم را به دست بگیرند.

  • معلم

    | |

    دولت تدبیروامید معلم از تو ناامید

  • فرهنگی زنجان

    | |

    بزرگترین مشکل کشور که ممکن است با استمرار آن پایه های نظام اسلامی را تخریب کند که پیش لرزه آن سال 88 بود مشکل فرهنگی است و این کار فقط و فقط از عهده فرهنگیان کشور بر می آید به شرط آنکه این عزیزان گرفتار بی عدالتی و تبعیض و فقر تحمیلی نباشند و معلم برای تامین معیشت خانواده به مشاغل دوم و سوم روی نیاورد و وقت با ارزش خود را صرف مطالعه و تحقیق بنماید و قبل از کلاس درس خود را به روز کرده باشد . چرا که فقط معلم آگاه است که نسل آگاه تربیت می کند نه معلمی که وقت مطالعه و تحقیقش را صرف کارهای سطح پایین کرده باشد. لذا بنده عقیده دارم اتفاقات سال 88 ثمره 30 سال بی توجهی به معلم بود و 80 درصد شرکت کنندگان آن بین 15 الی25 ساله بودند که باید 10 سال قبل از آن توسط من معلم آگاهی
    لازم را کسب می نمودند و من به ناچار مشغول تامین معیشت خانواده بودم و به جای مطالعه و به روز کردن خود مسافر کشی و مشاغل سطح پایین مشغول بودم . اگر سال 75 دولت محترم به من معلم اعتماد می کرد هرگز اتفاقات 88 بوجود نمی آمد و الآن که سال 93 است محصول بی توجهی به معلم سال 404 توسط دولت برداشت خواهد شد
    به امید روزی که ارزشهای واقعی جایگاه اصلی خود را پیدا نماید. انشاالله

  • حسین

    | |

    مشکل فقط وزیر نیست مگه قبلی ها چه کردند.اینا معلم ها را سر بار جامعه مد دانند.
    والا افزایش حقوق معلمان به اندازه یکی از دزدی های اینا پول نم خواد

ارسال نظر