صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

دانشگاه پهلوی به روایت اسناد+عکس

تأسیس دانشگاه پهلوی به عنوان بزرگترین دانشگاه خارومیانه با شناخت از وضعیت خاص این منطقه صورت گرفت. شاه در پی تظاهرات و مخالفت های دانشجویان دانشگاه تهران در دهة سی بر کنترل هر چه بیشتر دانشگاهها اصرار داشت، زیرا دانشگاه را مرکز انتشار افکار مخالفین می‌دانست.

کد خبر: 17312

مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ تأسیس دانشگاه پهلوی به عنوان بزرگترین دانشگاه خارومیانه با شناخت از وضعیت خاص این منطقه صورت گرفت. شاه در پی تظاهرات و مخالفت های دانشجویان دانشگاه تهران در دهة سی بر کنترل هر چه بیشتر دانشگاهها اصرار داشت، زیرا دانشگاه را مرکز انتشار افکار مخالفین می‌دانست.

وجود آثار تاریخی و جاذبه‌های گردشگری در شیراز و سیاستهای باستانگرایانه (بازگشت به دستاوردهای فرهنگی و اجتماعی ایران باستان) و نیز به چالش کشیده شده مشروعیت رژیم توسط مخالفان مذهبی در دوره پهلوی دوم موجب شد تا موقعیت خاص فارس به ویژه شیراز به عنوان مهد فرهنگ و تمدن ایران و به عنوان شهری که از قدیم الایام در تاریخ لقب دارالعلم را داشته و زادگاه و خواستگاه بزرگان و اندیشمندانی از ادب و فرهنگ و معارف اسلامی بوده مورد توجه کارگزران حکومت قرار بگیرد.

تأسیس دانشگاه پهلوی به عنوان بزرگترین دانشگاه خارومیانه با شناخت از وضعیت خاص این منطقه صورت گرفت. شاه در پی تظاهرات و مخالفتهای دانشجویان دانشگاه تهران در دهة سی بر کنترل هر چه بیشتر دانشگاهها اصرار داشت، زیرا دانشگاه را مرکز انتشار افکار مخالفین می‌دانست.

افکار جبهه ملی و مذهبیون پایگاههای قدرتمندی را در دانشگاهها تشکیل داده بودند و گرایشات دانشجویان و اساتید به سوی تفکرات اسلامی که به معنای مخالفت با رژیم پهلوی بود، در دانشگاهها در حال اوج‌گیری بود. تفکرات دین‌گرایانه و به اصلاح روشنفکری دینی از بطن دانشگاهها در حال نضج و شکل‌گیری بود و بروز این مسائل از دید رژیم بس خطرناک جلوه می‌کرد. از اینها گذشته رژیم پهلوی تلاش داشت تا با نفوذ و کنترل دانشگاهها نسلی از افراد روشنفکر و تحصیل‌کرده‌ی طرفدار خود را در این مراکز پرورش دهد تا در مشاغل کلیدی و دیگر مراکز دولتی به کار گمارده شود.

بنا بر این در جریان رقابت پنهانی با پدرش، بنا را بر این گذاشته دانشگاه متفاوت و کارآمدتری از دانشگاه تهران، ایجاد کند، دانشگاهی که فضای داخلی‌اش با فرهنگ غربی سازگار و ارتباطش با صنعت و جامعه کارآمدتر باشد با این توصیف در اواخر دهه‌ی سی با همکاری رئیس دانشگاه پنسیلوانیا آمریکا مطالعاتی در مورد تأسیس دانشگاهی به نام خاندان پهلوی با اهداف مذکور در شیراز صورت میگیرد. به این صورت که در تابستان 1339ش گروهی از اساتید دانشگاه پنسیلوانیا با حضور پرفسور هارنول رئیس دانشگاه مذکور مأموریت یافتند که تعلیمات کشور را به ویژه در دانشگاه شیراز مورد مطاله قرار دهند و نتیجه آن را با شاه مطرح کنند.

پس از اعلام نتیجه این بررسی‌ها بود که شاه طی فرمانی تأسیس دانشگاهی را با با نام دانشگاه پهلوی صادر کردند. دانشگاه پهلوی شیراز به دلیل موقعیت ویژه‌ای که نزد رژیم پهلوی داشت، همیشه از بودجه‌های کلانی برخورداد و ریاست دانشگاه نیز همواره به عهدة مقامات عالی‌رتبة دولتی بود.

آمریکایی‌ها در ادامه برنامه‌های اصل چهار ترومن و کمک‌های فرهنگی خود علاقمند شدند تا همچنان در بخش فرهنگی ایران به ویژه دانشگاهها نقش و مشارکتی فعال داشته باشند. از این رو چنانجه ذکر شد، به دنبال دعوت محمدرضا از رئیس دانشگاه پنسیلوانیا به ایران، پس از مذاکراتی چند، توسعة دانشگاه پهلوی شیراز مستقیماً تحت‌نظر و مدیریت دانشگاه آمریکایی قرار گرفت تا جایی که روابط علمی و فرهنگی بین این دو دانشگاه از مستحکم‌ترین روابط علمی فرهنگی میان ایران و آمریکا گردید. ساختمان دانشگاه پهلوی بر مبنای مدل دانشگاه‌های آمریکایی طراحی، احداث و توسعه یافت و نظام آموزشی، تربیت اساتید و بنیانگذاری بسیاری از مؤسسات تحقیقاتی دانشگاه در اختیار دانشگاههای آمریکایی قرار گرفت.

اکثریت استادان دانشگاه از کشورهای غربی به ویژه آمریکا بودند. همچنین زبان آموزشی و منابع درسی انگلیسی بود و از طرف دانشگاه‌های آمریکا و اروپا بورس‌های قابل توجهی در اختیار دانشجویان این دانشگاه قرار می‌گرفت. دانشگاه پهلوی با نام خاندان پهلوی تحت حمایت و هدایت دولت، دربار و توجه شخص شاه انجام فعالیت می‌کرد و قرار بود به عنوان آلترناتیو دانشگاه تهران و نیز الگوی نوسازی مورد نظر شاه در سایر دانشگاهها عمل کند. بدین‌ترتیب استادان و کادر آموزش این دانشگاه با عنایت شاهانه از حقوق و مزایای بیشتر از سایر دانشگاهها برخوردار بودند. دانشجویان نیز علاوه بر برخورداری از امکانات خوابگاهی و رفاهی مناسبتر از سایر دانشگاهها، کمک هزینة تحصیلی سالیانه دریافت می‌کردند.

دانشجویان این دانشگاه بیش از سایر دانشگاهها از حمایت‌های دولتی برای شرکت در کنفرانسها و کنگره‌ها علمی دانشگاههای انگلیس و آمریکا و فرانسه برخوردار بودند. وزارت علوم و آموزش عالی هم موظف بود تا اعتبارات لازم را برای برگزاری کنگره‌ها و کنفرانسهای دانشگاه پهلوی تأ‍‌مین کند. پیشنهادهای اساتید و دانشجویان در زمینه‌های علمی مورد توجه وزارتخانه‌ها و سازمانهای دولتی قرار می‌گرفت. به دنبال این حمایتهای مالی بود که سازمانهای فنی و علمی کشور از جمله سازمان انرژی اتمی ایران آمادگی خود را برای همکاری علمی و فنی جهت پیشرفت علوم و فنون اتمی با دانشکدة مهندسی دانشگاه پهلوی اعلام داشتند و یا دانشکدة آموزش پزشکی دانشگاه به عنوان مرکز تعلیم استاد منطقه مطرح شد.

در سال 51 دانشجویان خارجی می‌توانستند با تطبیق وضع تحصیلی خود با برنامه‌های این دانشکده دروس خود را در این دانشگاه دنبال کنند. به طوری که در سال 1351ش 73 نفر از دانشجویان خارجی از کشورهای آمریکا، عربستان، سعودی، پاکستان، هندوستان، تانزانیا، عراق، اردن هاشمی لبنان و شیخ نشین‌های کویت، قطر و بحرین و دوبی در دانشگاه پهلوی مشغول به تحصیل شدند. دانشگاهی که بنابر اظهارات روئسای آن با توجه به عنایات مخصوص شاهانه میبایست به سرعت توسعه تا رسالت خود را نیز به سرعت انجام دهد ظرف پنج سال از طریق کمکهای ذیقیمتی از طرف دولت‏ و شرکت‏های عامل نفت ایران، سازمان برنامه، شرکت ملی نفت، گروه‏ صلح، سازمان منطقه‏ای سنتو، و ادارة کمکهای فنی آمریکا و همچنین‏ مؤسسات خصوصی مانند شرکت لیلاند موتورز و بانک صادرات و شرکت‏ نفت پان آمریکن به آن صورت گرفت، چنان پیشرفت کرد که از مجهزترین و مدرن‏ترین تجهیزات دنیا برخوردار شد‏.

شاه امیدوار بود دانشگاه پهلوی را در ردیف بهترین‏ مراکز تحقیقاتی خاورمیانه قرار دهد. او خود در برخی موارد در کنفرانس‌ها، کنگره‌ها سمینارهای داخلی و بین‌المللی که از طرف دانشگاه برگزار میشد، شرکت میکرد. اولین رئیس دانشگاه پهلوی لطفعلی صورتگر (1340-1343) بود با گذشت بیش از دو سال از تأسیس دانشگاه پهلوی، این دانشگاه نتوانسته بود توسعة چندانی پیدا کند تا اینکه به فرمان شاه در سال 1343 امیر اسدالله علم به ریاست دانشگاه پهلوی منصوب شد.

دوران ریاست علم دوران شکفتگی و شکوفایی دانشگاه پهلوی است علم سعی داشت هرکجا که خدمت میکند آن را مرکز وفاداری شاه قرار دهد. علم به هدایت شاه در بخش عمرانی و آموزشی دانشگاه تحول اساسی به وجود آورد به طوری که در دوران تصدی خود 12 دستگاه خوابگاه، سلف سرویس، تأسیسات ورزشی و رفاهی برای دانشجویان احداث کرد.

پس از ریاست علم نیز توسعه و گسترش دانشگاه ادامه یافت، اگرچه علم به عنوان وزیر دربار منصوب اما تا سالهای پایانی عمر (1356) همچنان ریاست معنوی دانشگاه را بر عهده داشت. از سال 1347 تا 1350 دکتر هوشنگ نهاوندی و از سال 1350تا پیروزی انقلاب اسلامی دکتر فرهنگ مهر ریاست دانشگاه را بر عهده داشتند. دانشگاه شیراز در حیات علمی ایران فعال بوده و قرار بود نقش مؤثری در تربیت نیروهایی که میبایست در کادرسازی پهلوی دوم مورد استفاده قرار گیرد داشته باشد.

دانشجویان دانشگاه پهلوی ویژگی‌های متمایزی نسبت به سایر دانشجویان کشور داشتند، به واسطه ارتباطاتی که دانشگاه با سایر دانشگاههای جهان داشت، اکثر دانشجویان با آگاهی از وضعیت سایر کشورهای پیشرفته و مقایسه آنها با اوضاع کشور خود در پی یافتن علل عقب‌ماندگی ایران و جستجوی راهکارهای پیشرفت و بالندگی آن بوده‌اند.

استاندارد بالای آموزش در دانشگاه پهلوی باعث میشد پیشنهادهای اساتید و دانشجویان این دانشگاه در زمینه‌های علمی مورد توجه قرار بگیرد. رژیم پهلوی با توجه ویژه به این دانشگاه، درصدد بود تا فعالیت‌های آن را در راستای اهداف و مقاصد خود و بیگانگان پیش ببرد. از این رو ریاست دانشگاه را از همان ابتدای تأسیس کسانی بر عهده داشتند که سعی داشتند نظرات بیگانگان و محافل استعماری را در حوزة تعلیم و تربیت جوانان اجرا کنند. اما اسناد و گزارشهای موجود حاکی از موضع‌گیری دانشجویان آن دانشگاه در قبال سیاست‌های رژیم پهلوی به ویژه فرهنگی و مذهبی بود.

نیمة اول دهة چهل دوران بازیابی و خودیابی نیروهای مذهبی است که به تدریج دامنة آن اقشار فرهنگی را نیز در بر می‌گیرد. از این رو چون در محیط دانشگاه فرهنگ و آداب غربی رواج داده میشد و برنامه‌ها و اهداف دانشگاه به نوعی در تضاد با فرهنگ دینی و فرهنگ ایرانی بود به‌طور طبیعی موضع برخی از دانشجویان را که اکثراً از خانواده‌های متدین ایرانی و جزو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بودند را در تضاد با سیاست‌های سیاسی و فرهنگی رژیم قرار می‌داد.

به طوری که دانشجویان با اقدامات عملی خود نظیر، تحصن، اعتصاب، نشست اعتراضی، تظاهرات و راهییمایی نارضایتی خود را از رژیم پهلوی نشان دادند. شاه هرگز تصور نمیکرد دانشگاهی را که خود بانی آن بود و اسم خاندان پهلوی را به یدک می‌کشید چنین در مقابل رژیمش بایستد. او قصد داشت در این دانشگاه نیروهایی تربیت شود که در کادرسازی رژیم مورد استفاده قرار گیرند اما تعارض برنامه‌ها و اقدامات فرهنگی در دانشگاه موجب موضع دانشجویان مسلمان و در نهایت تربیت نیروهایی شد که علیه رژیم عمل کردند.

کتاب دانشگاه پهلوی به روایت اسناد ساواک به قلم مشترک مرادسلیمانی‌زمانه و مجتبی سلطانی‌احمدی است که توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی به زودی منتشر میشود. این کتاب با توجه به نقش مؤثر اساتید و دانشجویان در گسترش و تداوم مبارزات انقلاب اسلامی، به دنبال روشن کردن ابعاد مختلف فعالیتهای علمی و سیاسی دانشجویان دانشگاه پهلوی از ابتدای تأسیس تا پیروزی انقلاب اسلامی است و ضمن توصیف و تبیین زمینه‌ها و شرایط پیدایش دانشگاه پهلوی، توسعه عمرانی، برنامه‌های آموزشی و فعالیتهای علمی، چگونگی رشد‌یابی و انقلابی شدن دانشجویان آن دانشگاه نیر به روایت اسناد بررسی و ارزیابی میشود.

انتشار این مجموعه در شناخت سیاست‌های علمی کشور در دوران پهلوی دوم راهگشا و موجب بهره‌مندی پژوهشگران و مراکز علمی - فرهنگی و محققان و علاقمندان پژوهشهای آموزش عالی است. مرکز اسناد انقلاب اسلامی امیدوار است این کتاب گامی در جهت شناخت هرچه بیشتر فعالتیهای سیاسی و اجتماعی و انقلابی دانشجویان مبارز رژیم پهلوی باشد و جایگاه مؤثر این قشر آگاه اجتماعی در تحولات گوناگون کشور را بیش از گذشته تبیین کند. شیوة بررسی بر اساس منابع کتابخانه‌ای و مطالعات اسنادی و در دو بخش تنظیم شده است: بخش نخست مدخل پژوهشی که مشتمل بر پنج فصل و نتیجه‌گیری و بخش دوم، اسناد، تصاویر و فهرست منابع است.

فصل اول، مدخل پژوهشی در خصوص اهمیت و جایگاه فارس و شیراز است. در این فصل اهمیت شیراز و پیشینة تاریخی آن از آغاز بررسی شده و به تأسیس دانشگاه در سال 1325ش، اولین رئیس دانشگاه شیراز، دانشگاه شیراز و نهضت ملی و به مختصری از فعالیتهای سیاسی دانشجویان دانشگاه شیراز از کودتای آمریکایی تا نهضت امام خمینی(ره) پرداخته شده است.

فصل دوم: مربوط به تأسیس مجدد دانشگاه شیراز به عنوان دانشگاه پهلوی و چگونگی تثبیت و گسترش آن است. توسعه عمرانی، برنامه‌های آموزشی، امکانات رفاهی و ... دانشگاه در این فصل بررسی شده است.

فصل سوم: مربوط به دانشگاه پهلوی و نهضت امام خمینی(ره) است. در این فصل تأسیس انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه پهلوی، مقابله با برنامه‌های فرهنگی رژیم در دانشگاه و فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی دانشجویان دانشگاه پهلوی در نخستین دهة پس از تأسیس(1351-1341ش) و چگونگی ارتباط دانشجویان با علمای شیراز، توزیع اعلامیه در دانشگاه، برپایی جلسات مذهبی در سطح شهر و دانشگاه، پرداخته شده است.

فصل چهارم: مربوط به دانشگاه پهلوی و جشنهای شاهنشاهی است. دانشگاه پهلوی و جشن ربع قرن سلطنت پهلوی دوم، جشنهای هنر شیراز و جشنهای دوهزاو پانصد ساله شاهنشاهی در این فصل بررسی شده است.

فصل پنجم: مربوط به دانشگاه پهلوی در آخرین سالهای رژیم پهلوی و دوران اوج‌گیری انقلاب اسلامی است. در این فصل به چگونگی، نقش و فعالتیهای دانشجویان دانشگاه پهلوی در شکل‌گیری تظاهرات، تحصن‌ها، اعتصابات، راهپیمایی‌ها و تظاهرات دوران انقلاب در سطح شهر پرداخته شده است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر